![]() |
![]() |
|
| فراموش نکن: امروز وهر چيزي که داري يک هـديه و نـعمت الـهي اســـــت |
|
دستهاي رازونياز ،نردباني است كه انسان زميني رابه خداي آسماني مي رساند، ونيايش ،براي روح ، كارقلب رامي كند. هواي تازه عبوديت رامي گيرد وآلودگيهاي ناشي از مناسبات زميني راتصفيه مي سازد.
خدايا! به هركه ميوه سنگين عشق مي دهي ،شاخه وجودش رامي شكني .توخود مرهم شاخه هاي شكسته باش . خدايا! مااگر بدكنيم ،تورا بنده هاي خوب ،بسياراست . تواگر مدارانكني ما را خداي ديگري كجاست ؟! خدايا! چنين مبادكه دربهار ، طبيعت بي جان ،جامه نوبپوشد وما مدعيان جان ،همچنان دررفتار كهنه خويش بمانيم . خدايا! به ياس بگو كه رهايمان كند ، به خستگي بگوكه دست ازسرمان بردارد و به شيطان بگو كه به ما اميد نبندد زيرا ما از آن توايم . خدايا! تواگر نباشي ،به كه مي توان گفت حرفهايي راكه به هيچكس نمي توان گفت ؟ اي پرده دارعشقهاي پنهان! دلهاي شكسته راخودت بندباش ورابطه هاي گسسته را توپيوند باش . اي مونس نجواهاي پنهان! هركه خلوتي باتوساخت ، خودرايافت وهركه به ديگران پرداخت هستي اش رادرازدحام نفوس باخت . لذت خلوت باخودت رابه ماعنايت كن . اي حلال مشكلات پنهان ! درمان آن درد ها كه به هيچ كس نمي توان گفت ،دردستهاي توست .مارامحتاج دستهاي دردناشناس نكن ! اي پناه اشكهاي پنهان ! خوشا به حال آنان كه اشك رانه برگونه هاي خويش كه بردامان دستهاي تومي بارند.خوشا به حال آنان كه درگريه هاي شبانه ، سربرشانه تودارند. ما راآغوش اجابتي اين چنين ،عنايت كن اي خداوند تنهايي ! آن زمان كه همگان به انسان پشت مي كنند ،تنها حضور تو، تنهايي را طراوات مي بخشد. خودت را از ما دريغ نكن . اي خداوند اخلاص ! آنچه كفه عمل رانزد تو سنگين مي كند ،نه ثقل عمل كه ميزان اخلاص است .دربارگاه توارزاني اخلاص راباخرمني عمل بي اخلاص ،قياس نمي كنند . ماراازاين اكسير اعظم محروم مكن . اي خداي صابر! ظرف صبوري وتحملمان راوسعت بخش وجانهايمان را براي پذيرش ابتلاء خودت سرشاراز رضايت واشتياق كن . خدايا! به فرزندانمان بياموز كه آدميان رابه حق محك بزنند نه حق رابه آدميان . وايمانشان را در نشيب و فراز حوادث حفظ كن ! اي توان وتكيه گاه من به هنگام سختي وشدت ! هيچ سختي نيست كه باحضو رتوآسان نشود وهيچ مشكلي نيست كه با ياد تو سامان نگيرد ، خودت را ازما مگير! اي يار هركس كه ياورندارد! مدعيان رفاقت هركدام تا نقطه اي همراهند . عده اي تا مرز منفعت ،عده اي تا مرز مال ، عدهاي تا مرزجان ، عده اي تا مرز آبرو وهمگان تا مر زاين جهان ! تنها تويي كه هماره مي ماني .بمان ! اي خداي طبيب! آنان كه مدعي مداواي جسم اند ، بي اذن تو ازطبابت ،عاجزند درمان جان ،كارهيچكس جز باني آن نيست . وباني جانان تويي . خدايا ! هرگز نگفته ام ونخواهم گفت :خدايا ، من مشكل بزرگي دارم ، هميشه گفته ام وخواهم گفت : خداي بزرگي دارم .00000 خدايا ! به من آرامش ده ، تا بپذيرم آنچه نمي توانم تغيير دهم . دليري ده ، تا تغيير دهم آنچه را مي توانم تغيير دهم . بينش ده ، تا تفاوت اين دو را بدانم . فهم ده ، تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند .
/-\ /\/\ IR |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 دی1384ساعت 11:4 قبل از ظهر توسط امیر |
|
|
نمی دونم شب بود و نمی دیدم یا چشمام بسته بود ! خیلی بدنبال واژه های قشنگی گشتم که درخور تو و قداست وجودت باشه ! اما ... اما نتونستم پیدا کنم .... حضورت رو حس می کردم ، اما نمی دیدمت ! و این بدترین شکنجه واسه یه عاشقه ! اینکه بدونم هستی و نه در کنار من !!! نمی دونم سپیده سر می زنه که ببینمت ؟! یا این قدرت رو پیدا می کنم که چشمام رو باز کنم ؟! نمی دونم هنوزم این لیاقت رو دارم که توی زلال چشمات خیره بشم یا نه ؟! اما کاش می فهمیدم شب شده ! یا من توانایی دیدن رو ندارم !!!
سلام مهربونای گلم .... افتخار این رو دارم که اینجا در کنار امیر عزیز هم بنویسم ... کمک کنین تا بتونیم سکوت شب رو با فریاد احساس بشکنیم .... موفق باشین در پناه دوست S @ |\| @ Z E |\| () _| \-/ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 دی1384ساعت 9:33 قبل از ظهر توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق زنیک و بد ندارم جز غم یک همدم باوفا ندارم جز غم یک مونس نامزد ندارم جز غم |
|
RSS
|