تبليغاتX
زندگی جاریست حتی اگر تو نباشی...
فراموش نکن: امروز وهر چيزي که داري يک هـديه و نـعمت الـهي اســـــت
رویا
آ 
با اميدي گرم و شادي بخش
با نگاهي مست و رؤيايي
دخترك افسانه مي خواند
نيمه شب در كنج تنهايي
آ 
بي گمانآ  روزيآ  ز راهي دور
مي رسد شهزاده اي مغرور
مي خورد بر سنگفرش كوچه هايآ  شهر
ضربة سم ستور باد پيمايش
مي درخشد شعله خورشيد
بر فراز تاج زيبايش
تار و پود جامه اش از زر
سينه اش پنهان به زير رشته هايي از در و گوهر
ميآ كشاند هر زمان همراه خود سويي
باد، پرهاي كلاهش را
يا بر آن پيشاني روشن
حلقه موي سياهشآ  را
آ 
،مردمان در گوش هم آهسته مي گويند
آه...او با اين غرور و شوكت و نيرو"
در جهان يكتاست
"بيگمان شهزاده ايآ  والاست
آ 
دختران سر مي كشند از پشت روزنها
گونه هاشان آتشين از شرم اين ديدار
سينه ها لرزان و پر غوغا
در تپش از شوق يك پندار
!"شايد او خواهان من باشد "
آ 
ليك گويي ديده شهزاده زيبا
ديده مشتاق آنان را نمي بيند
او از اينآ  گلزار عطرآگين
برگ سبزي هم نمي چيند
همچنان آرام و بي تشويش
ميآ  رودآ  شادان به راه خويش
ضربه سم ستور بادپيمايش
مقصد او، خانه دلدار زيبايش
آ 
مردمان از يكدگرآ آهستهآ مي پرسند
"كيست پس اين دخترآ  خوشبخت؟"
آ 
ناگهان در خانه مي پيچد صداي در
سوي در گويي ز شادي مي گشايم پر
اوست...آري...اوست
آه... اي شهزاده...اي محبوب رؤيايي"
"نيمه شبها خواب مي ديدم كه مي آيي
زير لب چون كودكيآ  آهسته مي خندد
با نگاهيآ  گرم و شوق آلود
بر نگاهم راه مي بندد
اي دو چشمانت رهي روشن به سوي شهر زيبايي"
ايآ  نگاهت باده اي در جام مينايي
آه... بشتابآ آ ايآ  لبت همرنگآ  خون لالهآ  خوشرنگ صحرايي
ره بسيآ  دور است
"ليكآ  در پايان اين راه، قصر پر نور است
آ 
مي نهم پا بر ركاب مركبشآ  خاموش
ميآ  خزم در سايه آن سينه و خاموش
.مي شوم مدهوش
باز هم آرام و بيآ  تشويش
مي خورد بر سنگفرش كوچه هاي شهر
ضربه سم ستور باد پيمايش
ميآ  درخشد شعله خورشيد
بر فراز تاج زيبايش
آ 
.ميآ  كشم همراه او زين شهر غمگين رخت
مردمان با ديده حيران
:زير لب آهسته مي گويند
"...!آ  دخترآ  خوشبخت"
آ 
از فروغ فرخزاد
آ 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط امیر | 

از تنگناي محبس تاريكي
  از منجلاب تيره اين دنيا
  بانگ پر از نياز مرا بشنو
  آه اي خداي قادر بي همتا
 
  تنها تو آگهي و تو مي داني
  اسرار آن خطاي نخستين را
  تنها تو قادري كه ببخشايي
  بر روح من صفاي نخستين را
 
   يكدم ز گرد پيكر من بشكاف
   بشكاف اين حجاب سياهي را
   شايد درون سينه من بيني
   اين مايه گناه و تباهي را
 
   آه اي خدا ، چگونه ترا گويم
   كز جسم خويش خسته و بيزارم
   هر شب بر آستان جلال تو
   گويي اميدجسم دگر دارم
 
  دل نيست اين دلي كه به من دادي
   در خون تپيده آه رهايش كن
  يا خالي از هوي و هوس دارش
  يا پاي بند مهر و وفايش كن
 
   از ديدگان روشن من بستان
   شوق بسوي غير دويدن را
   لطفي كن اي خدا و بياموزش
   از برق چشم غير رميدن را
 
  عشقي به من بده كه مرا سازد
  همچون فرشتگان بهشت تو
  ياري به من بده كه در او بينم
  يك گوشه از صفاي سرشت تو
 
  يك شب زلوح خاطر من بزداي
  تصوير عشق و نقش فريبش را
   خواهم به انتقام جفاكاري
   در عشق تازه فتح رقيبش را
 
   آه اي خدا كه دست توانايت
   بنيان نهاده عالم هستي را
  بنماي روي و از دل من بستان
   شوق گناه و نقش پرستي را
 
  راضي مشو كه بنده نا چيزي
  عاصي شود به غير تو روي آرد
  راضي مشو كه سيل سرشكش را
    در پاي جام باده فرو بارد
 
   از تنگناي محبس تاريكي
   از منجلاب تيره اين دنيا
   بانگ پر از نياز مرا بشنو
   آه اي خداي قادر بي همتا

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مهر1385ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط امیر | 


شد بهار و دل من اسير شهر طوفاني انتظار است.

حرف قلب من اين بوده و هست آن زمان که بيايي بهاراست.


قوي دل لحظه هارا شمرده تا تو از شهرغربت بيايي

نبض آلاله ها را گرفتم تا که شايد بدانم کجايي


شهرلب, باغ دل, مرزاحساس حسرت لحظه اي با تو بودن

با نگاهت سخن گفتن و بعد شعري از جنس دريا سرودن


عکس روياييت را نهادم روي يک قاب عکس طلايي

با کمي لاله رويش نوشتم لعنت عشق بر تو جدايي


مي تپد قلب در شهر غوغا باز در آرزوي رسيدن

بازهم حسرت روي يک شمع حسرت دسته اي پونه چيدن


سال رفت و من و پونه و تو حبس دربندهاي جدايي

يک جهان حسرت مهرباني,عالمي آرزوي رهايي


من نگاه تو را اولين بار روي يک شعر نمناک ديدم

+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385ساعت 6:48 قبل از ظهر  توسط امیر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق زنیک و بد ندارم جز غم
یک همدم باوفا ندارم جز غم
یک مونس نامزد ندارم جز غم

نوشته های پیشین
4/27/2008 - 5/3/2008
4/20/2008 - 4/26/2008
2/24/2008 - 3/11/2008
2/27/2008 - 3/4/2008
12/13/2007 - 12/21/2007
9/23/2007 - 9/29/2007
6/22/2007 - 6/28/2007
4/28/2007 - 5/4/2007
3/28/2007 - 4/3/2007
3/21/2007 - 3/27/2007
3/13/2007 - 3/20/2007
12/29/2006 - 1/4/2007
12/22/2006 - 12/28/2006
11/29/2006 - 12/5/2006
10/27/2006 - 11/12/2006
10/14/2006 - 10/22/2006
9/23/2006 - 9/29/2006
9/13/2006 - 9/22/2006
8/27/2006 - 9/12/2006
8/30/2006 - 9/5/2006
8/23/2006 - 8/29/2006
7/27/2006 - 8/12/2006
7/23/2006 - 7/29/2006
6/29/2006 - 7/5/2006
6/22/2006 - 6/28/2006
5/29/2006 - 6/4/2006
5/22/2006 - 5/28/2006
5/12/2006 - 5/21/2006
4/28/2006 - 5/4/2006
3/25/2006 - 4/10/2006
3/13/2006 - 3/20/2006
2/24/2006 - 3/12/2006
2/20/2006 - 2/26/2006
2/11/2006 - 2/19/2006
1/25/2006 - 2/10/2006
1/28/2006 - 2/3/2006
1/12/2006 - 1/20/2006
12/29/2005 - 1/4/2006
12/22/2005 - 12/28/2005
12/13/2005 - 12/21/2005
8/13/2005 - 8/22/2005
7/27/2005 - 8/12/2005
7/23/2005 - 7/29/2005
7/13/2005 - 7/22/2005
6/29/2005 - 7/5/2005
6/22/2005 - 6/28/2005
6/12/2005 - 6/21/2005
5/26/2005 - 6/11/2005
5/29/2005 - 6/4/2005
پیوندها
قلب من و تو
خاطرات سوخته
منا
"ترنم عشق"
سكوت شبانه
جک و لطيفه
دانلود نرم افزار
دنياي وب
مدرسه وب
يک کليک براي هميشه
نتکده
شيفت شب
جام جهان نما
كتاب هاي فارسي
در آغوش خداوند عیسی
علمی
روانشناسی و علوم تربيتی
*:::.جوجه.:::*
جوانی
مهربانی
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یک ماهی قرمز توی یک تنگ بلور
بچه های با صفا
تولدی تازه
مدیران حتما بخوانند
همصدا
تنهاترين تنها
ساقی
! و من برای زندگی تو را بهانه میکنم ...
تا شقایق هست زندگی باید کرد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar


لینک خود را اضافه کنید
منو لینک کن

IransBs.com