![]() |
![]() |
|
| فراموش نکن: امروز وهر چيزي که داري يک هـديه و نـعمت الـهي اســـــت |
|
مجبور نيستم که !
سال نو اومده كه اومده ... هيچ ربطي هم به من نداره ...اصلا دوست دارم نوشتم دربارهي مرگ باشه ... در باره ي نفرت باشه ...كسي كه مجبورم نكرده ...مي خوام سياه بنويسم ... بي ربط ... آشغال ... بي معني ... كثيف ...اصلا مگه ما بيشتر از اينم لياقت داريم؟ آره؟ داريم؟ بدت نياد ... منم از كسي بدم نمياد ...اااا ... بهتم بر ميخوره؟ چه طور اونوقت كه صبح تا شب تو سرت ميزنند ... اونوقت كه دارن جلوي چشمات ، جلوي روت بت بد و بيراه ميگند ...اونوقت كه مشغول هزار تا كثافت كاري هستي ...اونوقت بهت بر نميخوره؟ چرا اون موقه فكر اين رو نميكني كه يه نفر مثل من پيدا بشه بت اين حرفا رو بزنه؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت 1:6 قبل از ظهر توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق زنیک و بد ندارم جز غم یک همدم باوفا ندارم جز غم یک مونس نامزد ندارم جز غم |
|
RSS
|